حقیقت

به این باغ که می شنوی : " سری بر دار می شود هر نیمه شب " ،

جان و دلم را به پیشگاه ِ پاکِ معبودی وا می نهم هر دم .

...

نه طوقی ِ پر کنده ام ،

و نه آویزان از پنجره ی طاق ِ بلند ِمنزلگه ِاین ایام

...

شهید ِ فهمیدنم ؛

آنکه "هیچ نمی دانم" را ...