حقیقت

تهی از خیال

خیالی که سفر را بخواهد

زمینگیر شده ام

نفس هم که نیست...

نیست تا ها کنم اش به روی زمان

به ناچار، تماشاگر ساده ای شده ام که بازی را نمی فهمد

ولی

سرش گرم است...