قطار می آید...می ایستد... می رود
حقیقت
تمام شب
پشت پنجرۀ رو به تماشا
آرام نجوا می کند:
"مرا همانگونه که هستم، بخواه یا همانگونه که میروم، بنگر! "
و من
فقط مخفیانه تماشایش می کنم
همان گونه که دلم می خواهد...
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت 22:57 توسط حامد
|

