حقیقت

دو نفر پشت سر من ایستاده اند

اولی یک نان می خواهد

دومی یک نان می خواهد

من هم یک نان می خواهم

یکی می آید و جا می زند و می رود جلو

سه نان می گیرد

به من و آن دو نفر نان نمی رسد

من بدون نان به خانه می روم

آن سه نفر با هم می روند...