حقیقت

شماها را نمی دانم

ولی من

- این غلاف سرد بیداری -

در این آوارهای غم

گدازی بر دلم ماندست از آوای اندیشه

که ای وای از سکوت شب

سواران ، تیز می تازند

من

انگار در خوابم.