تبليغاتX
روزهای ناب - به نام رنگ
 

                                                 حقیقت

خوش می شود دلم به تماشای رنگ زرد

اکنون که پنجره ها را به اشتیاق

بر روی این مسافر شب های عاشقی

با هرچه بوسه ی لبریز از خیال

تا منتهای نگاهم باز می کنم

 

پاییز می آید

در این تلاطم درد و سکوت و عشق

در این خرابه ی بی واژگان خموش

در من

که سوگ نشینم به خاک خویش

در خاطرات سپیدم

در گوشه ی دلم

...

پاییز می آید

...

باران به راه و نگاهم به انتظار

تا در کدام گوشه ی تنهایی و خمار و اشک

در پشت ابرهای سراسر پر از خیال

بر پلک های آرام رفته ات به خواب

نجوای بوسه ی جان را

میهمان کنم

...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 21:28  توسط حامد تقدسی  |